گاه یک کوه به یک کاه به هم می ریزد
به نسیمی همه راه به هم می ریزد
کی دل سنگ تو را آه به هم می ریزد
سنگ در برکه می اندازم و می پندارم
به همین سنگ زدن ماه به هم می ریزد
عشق بر شانه هم چیدن چندین سنگ است
گاه می ماند و نا گاه به هم می ریزد
آنچه را عقل به یک عمر به دست آورده است
دل به یک لحظه ی کوتاه به هم می ریزد
آه... یک روز همین آه تو را می گیرد
گاه یک کوه به یک کاه به هم می ریزد
چه حکایت از فراقت که نداشتم ولیکن...ما را در سایت چه حکایت از فراقت که نداشتم ولیکن دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 75