چه حکایت از فراقت که نداشتم ولیکن

متن مرتبط با «بازآیی؟» در سایت چه حکایت از فراقت که نداشتم ولیکن نوشته شده است

بود آیا که خرامان ز درم بازآیی؟

  • نیلوبلاگ

    بود آیا که خرامان ز درم بازآیی؟گره از کار فروبستهٔ ما بگشایی؟نظری کن، که به جان آمدم از دلتنگیگذری کن: که خیالی شدم از تنهاییگفته بودی که: بیایم، چو به جان آیی تومن به جان آمدم، اینک تو چرا مینایی؟بس که سودای سر زلف تو پختم به خیالعاقبت چون سر زلف تو شدم سوداییهمه عالم به تو میبینم و این نیست عجببه که بینم؟ که تویی چشم مرا بیناییپیش ازین گر دگری در دل من میگنجیدجز تو را نیست کنون در دل من گنجاییجز تو اندر نظرم هیچ کسی مینایدوین عجب تر که تو خود روی به کس ننماییگفتی: «از لب بدهم کام عراقی روزی»وق...

    ادامه مطلب